انجمن قلم کردستان ایران

شعــــر
 
  مهتاب
برای دخترم : عاصفه
     
Home
فارسی
Emglish
 

 

آنگاه که شب برتن کرد  پیراهن سیاهش را

مهتاب می درخشید

ستارگان لبخند میزدند

و من در روشناییِ  مهتاب

در لبخند ستارگان

ملیح لبخندت را ديدم

و ديدم چشمان زیبایِ ترا

در پشت رقصِ رخشان ستارگان

ترا دیدم ؛

با گامهای  بزرگت به سوی  آينده

تو با من بودی

و من با تو

همیشه با من باش ؛

که دوستت دارم رخشان ستاره ام،

روشنائی بخش ترين مهتابم !.

 

طاهره خرمی

04




info@qelem.com