|
طاهره خرمی
تقديم به دختران و زنان
ایران،
هموطنانم
که قربانی جهل، تعصب و مرد
سالاری
مي شوند.
هر روز آلاله ای سرکش بخاک سپرده
مي شود.
هر روز سرخ گلی ناجوانمردانه از
باغ وجود چيده مي شود.
هر روز شمعی فروزان خاموش مي
گردد.
هر روز خنده ای مي
ميرد.
هر روز دخترکی، معصوم چهره ای،
نازنينی به آتش کشيده مي شود.
در ميهنم ايران،
هر روز بمانی و بمانی ها مظلومانه
جام مرگ را به سر مي کشند.
در ميهنم ايران، در کوهساران،
دشتها و دمنها هرروز فريادی خاموش مي گردد.
بمانی قصه امروز نيست.
بمانی قصه ديروز، امروز و فردا
است.
بمانی قصه دختران ايلامی است.
قصه دختران ايرانی است.
قصه بمانی، قصه يک غريبه نيست.
قصه يک آشنا است.
قصه يک هموطن، يک همشهری و يک دوست
است.
قصه بمانی قصه دختر من، دختر تو
و ديگر دخترانی است که آزادی و
تساوی مي خواهند.
قصه بمانی قصه آشنای تو و من است.
قصه بمانی ريشه در تاريخ و فرهنگ
ما دارد.
بيا تا دست در دست هم برای رهائی
بمانی و بمانی ها بکوشيم.
بيا تا زنجيرهای اسارت و تنگ نظری
را بدور بيافکنيم.
بيا تا برای بازگشت آلاله های ناشکفته و گلهای سرخ گام
بر داريم. |