شعری زیبا از قباد جلیزاده
برگردان:
كـریـم تاقـانه (سوئد)
همچون قتل پروانه، آسان است
كشتنام!
آنگاه كه فارغ
میشوم از محاكمهی بزهكاری، تك و تنها...
نه ضد
گلولهای با خویش دارم
و نه سایهی
پاسبانی!
آنگاه كه فارغ
میشوم از بوسیدن لبی ممنوعه، تك و تنها...
نه حزبی با
خویش دارم
و نه كالیبتوس
خیابانی!
گاهی زندانی
را لبریز میكنم از زوزهی گرگ
و گاهی دندهی
قفسهای را میشكنم، برای پرواز گل!
((آسان است
كشتنام همچون قتل پروانه
كه بر
شاخهای عطر خواب باشد.))
چنین كرد قدر
كه:
سماعی از
انگور را
با صدها آواز
قناری معاوضه نكنیم،
گیرم از
گلوگاه داود نیز بیرون رفته باشند!
چنین كرد قدر
كه:
صدائی از زن
را
با صدها ناز و
كرشمهی آهوبرهها معاوضه نكنیم،
گیرم همواره
عریان هم باشند!
((آسان است
كشتنام چونان قتل نوزادی، بیدار
میان دو پستان
خوابیده))
شباهنگام
مستترم ز آن رزی
كه دانه دانه
میبرید به حجره!
و خوشه خوشه
كوزهی خانقاه را ز آن
لبریز میكنید
از شراب!
شباهنگام
مستترم ز آن پیاله خماری
كه همچون
انگشتم میلرزد لای انگشتانم!
عصرهنگام پیش
از انكه برسیم به ((سرچنار*))،
آرزویمان
لبالب است از ((خر))،
از ((قناری))،
از ((شاهپر))
از جرنگ جرنگ
((قفل))..
عصرهنگام پیش
از آنكه برسیم به ((سرچنار))،
خونمان لبریز
است از ((زن عریان))
از ((حجاب))
از ((كتاب
مقدس!))
از ((آیت
شیطانی!!))..
عصرهنگام پیش
از آنكه برسیم به ((سرچنار))،
قلبمان لبریز
است از ((جهد))
از ((خیانت!))
از ((دسته
ملخ))
از ((خشاب
گل))..
عصرهنگام پیش
از آنكه شراب بنوشیم،
تندبادی هستیم
از ((گرگ))
قایقی هستیم
پر از ((قاچاقچی!))
جامهدانی
هستیم پر از ((شناسنامهی جعلی!!))
تنها باده است
دگرگونمان میكند به ((رگباری كبوتر))
تنها باده است
دگرگونمان میكند به ((نسیمی رنگینكمانی))..
به ((باغچهای
كودك))..
تنها باده است
پاكمان میكند از گناه
بسملهمان را
تبدیل میكند به ((باران شدید آتش))
تنها باده است
شبهایمان را مملو میكند از ((برف چراغ!))
((آسان است
كشتنم، كشتن آدمی مست آسان است
گنجشك
میتواند با كلاه بگیردش!
آسان است كشتن
شاعری
مورچه
میتواند دست و پایش را ببندد!))
خدایا..
یكساناند در روز آتش:
آنانی كه
میریزند خون خاك را
و آنانی كه
خون رز را !؟
خدایا..
در روز قیامت
همچون یكاند:
آنانی كه
میریزند خون زن را
و آنانی كه
میبوسند لبان زن را !؟
خدایا..
همچون
یكاند!؟
*((سرچنار)): تفریحگاهی ست در سلیمانیه... تاقـانه.
|