شعر

"خداوندگار مهر در زاگرس"

 

 

سالها و قرنها گذشته‌اند

از آن زمان های افسانه‌ایی که‌ برجهای بابل،

ایوانهای معلق شان را سر سبز و سرافراز

بدست مهرباد داده‌ بودند،

و پیغامهای کوتاه‌ و مختصری به‌ سپه‌سالاران ماد-

می نوشتند:"مهر ما را یار باد در دیداری دگر".

،            ،            ،

 

سالها و قرنها گذشته‌اند

عاشقان هنوز عاشق اند،

خستگان راه، گهی سرگردان

گهی با دیدگان معلق به‌ اطراف می نگرند

آشوب ها، جنگ ها پی در پی،

خودکامه‌گان سپه‌ سالاران ماد را پشت دیوارها محبوس کردند،

برجها و قلعه‌ها را غبار رادیواکیو پوشانید

خفاشانی نیز مشغول خوردن موش های شیشه‌ای شدند.

زنان معشوقه‌ء آزادی از معابد مهر،

زنان معشوقه‌ء آزادی از معابد مردوک

ربوده‌ شدند

فروخته‌ شدند

شبح های گوناگون نیز با چکمه‌های مدرن مشغول پایکوبی اند،

سخن گویان مغولان، اهریمن وار نیشخند می زنند

هزاران سال گردش

هزاران سال دگردیسی...

خجسته ‌باد آنروز که‌ معابد مهر را

در بلندای زاگرس دوباره‌ پاس بداریم...

 

آتن

فاطمه‌ حسین پناهی

14.01.08