|
محمد
صالح سوزنی
« سخن را بگیر. بپروران . بازگو كن!»1
بیگمان خوانندگان آشنا به نقد ادبی میدانند كه از نقد
در طول تاریخ تعاریف بسیاری در دست است و هركدام از
مكتبهای ادبی با شیوههای متفاوتی به متنهای مختلف
نگریسته و در واقع به باز خوانی آن پرداختهاند. و باز
میدانند كه تاثیر هر متن بر خوانندگان مختلف متفاوت
بوده و بههمین دلیل واكنشهای شفاهی و نوشتاری آنان
نیز گوناگون است. شاید بی دلیل نباشد كه امروزه (به
دلیل سلطهی زبانی هرمنوتیك فلسفی بر نقد) تركیب
«قرائت متن» در برابر
نقد ادبی كاربرد بیشتری دارد. با این وجود اگر
از همه تعاریفی كه تا كنون از نقد ادبی و قرائت متون
شده است فاكتور گرفته و آنرا به زبان سادهتر «
تشریح و تاویل و تفسیر محتوایی و زیبایی شناسی متون
ادبی» بنامیم.
می
بینیم که این ژانر به شیوه مستقل درادبیات کهن کردی
امکان نموود نیافته است. با این حال نمی توان نسبت
به مطالبی که در ژانرهای دیگری چون شعر در مورد نقد
آمدهاست بی تفاوت بود. پس ناچاریم مسئله را از
زاویهی دیگری پیگیری نماییم؛
" ویلفرد گرین" و نویسندگان دیگر کتاب "مبانی نقد
ادبی"2
قبل از پرداختن به شیوههای نقد سنتی، مدرن( شکل
مدارانه،روان شناختی، اسطوره شناختی و...) به
مرحلهی "واکنش مقدم بر نقد" به عنوان مرحله ای مهم
در تاریخ نقد ادبی اشاره میکنند؛
در این مرحله متن ادبی نه از سوی منتقد حرفهای،
بلکه از
منظر خوانندهی معمولی یا به شیوهی غیرمستقیم
در متوون
ادبی توسط،خود شاعران. شکافته شده و مورد بحث قرار
میگیرد و منتقدی حرفهای چون دکتر "ساموئل جانسۆن" در
کتاب "زندگی گری"3 معتقداست که واکنش مقدم بر نقد
معیار نهایی تعین ارزش ادبی هر اثر است4.
پس بدون مقدمه برای ردیابی تاریخی این گفتمان(آغازگاه
نقد ادبی؛ در حوزهی ادبیات كلاسیك كردی)
باید به همان متون كلاسیك كردی بازگشته و موضوع را در
دیوانهای شعركردی پیگیری نماییم. شاعران نخستین
خوانندگان و منتقدان عصر خویش بودهاند. زیرا هركدام
از آنها تصاویری ارایه دادهاندكه(همان تصاویر) تشریح
و تاویل و تفسیر محتوایی و زیباییشناسی (در زمانی و
همزمانی) عصر خود بوده است و اگر به نظرات آنها در
مورد شعر خود و دیگران توجه كنیم در واقع به شروع
نوشتاری نقد توجه كردهایم. این شیوه مخصوصا برای
بررسی ژانرهای مختلف حوزهی هنری (داستان. نمایشنامه،
رمان و...) در ادبیات کردی کاملا جوابگو خواهد بود...
زیرا بنا به دلایل سیاسی.اجتماعی، تاریخی و حتی
جغرافیایی مشخص. زبان نوشتاری در میان روشنفکران کرد
شعر بوده
است
باید ذكركرد كه منظور از ادب كلاسیک در این بحث
ادبیات كهن هر سرزمینی است كه براساس اصول و
قواعد مشخصی(برای مثال قوانین عروض و بدیع و قافیه در
شعر كلاسیك عربی، فارسی، كُردی) به نگارش و سرایش
آمدهاند.
واژهی «رهخنه» در زبان كردی(معادل كلمات
Critic
و
Critique
و نقد به ترتیب در زبانهای انگلیسی، قرانسهای، عربی و
فارسی، نخستین بار در اشعار "شیخ احمد جزیری" مشهور به
«ملای جزیری» آمدهاست و ما نیز بحث را از اشعار او به
بعد پیمیگیریم.
جزیری"(1640-1560م)از شاعران کلاسیک کرد است که در
اشعار خود به تشریح و نقد شعر خویش و رقبا پرداخته و
قدرت بیان شعری خویش را از این طریق برجستهتر
نمودهاست. او شعر را اعجاز در بیان و لطافت زبان در
نظم ،
توصیفهای بکر، صور و شکل (فرم) مناسب تعریف میکند. در
اشعار زیر می بینیم که همین تعاریف ظاهرآ خشک را با
جه لطافتی بیان میکند؛
"ئهحسهن
ژ ڤێ نهزمێ لهتیف
چهنده سهبوک هاتی خهفیف
مهحبووب بدهستێ خۆی شهریف
نهقدی مه موهر و ســــککه دا
ئهحسهن ژ ڤێ وهسفێ رهفیع
ئهشـــکال و ئهوزاعین بهدیع
تێتن ژ نوورێ وهک رهقیــــــــــــع
بێ عهیب و نهقس و رهخنه دا"5
جزیری در باغ لفظ و معانی شعر را سرو آزاد می خواند و
از نظر نوشتاری(املایی و انشایی) آنرا چون لوح دل نما
ساده توصیف میکند؛
"دباغێ لهفز و مهعنایێ
سوخهن من سهروی ئازاده
ژ ئیملاء و ژ ئینشـــــایێ
مهلهوحێ دل نوما ساده" 6
و به وقت مقایسهی شعر خویش با اشعار حافظ شیرازی
خطاب به کسانی که شعر را لۆلۆی منصور میدانند میگوید
که اگر شعر او را ببینند دگر به شیراز رفتن حاجت
نیست؛
"گهر لۆلۆئی مهنسوور ژ نهزمی تو دهخوازی
وهره شیعری(مهلێ) بین ته به شیراز چ حاجهت"7
می بینیم که جزیری هم بسان شاعر و هم چون منتقد تعریف
و مقایسه میکند. او فروخی شاعر را شاگرد خویش و
اشعارش را از شال عجم پر ارزشتر میخواند؛
پیری شهعاره د شعرێ و (مهلێ) شال فرۆش
تو نیشان من مهده "فهرخی" کولێک من بویه
فهرخ" 8
در دیوان خویش بارها از استادی در عروض و بدیع و
قافیه (موضوع اصلی نقد ادبی در ادبیات کلاسیک)میگوید
و شاعران جوان را اندرز می دهد که بیایند و از او یاد
بگیرند....او همچنین موضوع دیگری را در نقد مطرح
میسازد؛ موضوعی که اکنون نیز در نقد کلاسیک بازار
داغی دارد. ملا خطاب به شعردزدانی چون "خمسه عشر"
(شخصیتی کاریکاتوری کهبا دزدیدن اشعار جزیری میخواهد
مشهور شود) میسراید؛
"قهوی مهشهووره کو ناڤێ ته مهلا خهمسه
عهشهر
تۆ به شیعرا نه ته گوتی خود کی قهند و
شهکهر.....”9
با این اوصاف میتوان ملای جزیری را به حق آغازگر نقد
در زبان کردی نامید و بر روانش سلام و درود گفت. بعد
از جزیر ی شاعران دیگری نیز مسائل مربوط به نقد ادبی
را در اشعار خود آوردهاند.شاعرانی چون احمد
خانی(1706-1650)م. که اصول مهم نقدادبی (ایجاز و
اطناب) و خواننده معمول و فعال را مطرح میسازد؛10
اۆ نیز چون جزیری بر اصالت اثر و تقلیدی نبودن آن
تاکید دارد؛11
از قرن 19میلادی بهبعد نیز شاعران مشهوری چون نالی.
سالم. محوی، مولوی.. به کرات مسایل مربوط به نقد
ادبی را با شعر سروودند و از خارق العادات زبان شعری
نمونههای عینی آفریدند؛
نالی یهک و ئهو کهس که تهمامی غهزهلی بیست
مهعلوومی بووه زۆر و کهمی خاریقی عادات" 12
******
1- "قسه بیگێژه، بیبێژه، بیوێژه". علاالدین سجادی-
دهقهکانی ئهدهبی کوردی- بغداد-1978- ص 159
2- مبانی نقد ادبی- ویلفرد گرین-ارل لیبر-لی مورگان-
جان ویلینگهم. ترجمه فرزانه طاهری. چاپ ارمغان.چاپ
اول 1376
3- Samuel Johnson, Life of gray
4- من با شادمانی موافقتم را با خواننده معمولی اعلام
میکنم، زیرا سرانجام حقل سلیم خوانندگان است که به
دور از شائبهی تعصبات ادبی با آن همهظرافتهای
نکتهبینانه و جزم اندیشی علامهوار باید برای
افتخارات ادبی حکم صادر کند. (همان منبع)
5-
دیوان عالم ربانی شیخ احمد جزیری- تهران1361- با شرح
هژار(عبدالرحمن شرافکندی)
ص 525
6-
ص 573 همان منبع
7-
ص 128 ، همان منبع
8- ص
207، همان منبع
9- ص 54،
همان منبع
10- "ههرچهنده کهلام شبهی دوڕ بێت
بێ قهدر دهبیت دهما که پڕ بێت"
"خهڵکی کو ژسینه و ژ دل ساف
پاکیزه سروشت و ئههلی ئینساف..."
11- "لێ هێڤی دهکهم ژ موستهعیدان
حهرفان نهگرن ل موستهفیدان..
ئهڤ نامه ئهگهر خراپه، گهر قنج
کێشایه مه دگهل وی دووسهد رهنج...."
به نقل از؛ مهم و زین- احمد خانی- شرح پرویز جهانی-
انتشارات صلاح الدین ایوبی- 1367
12- دیوان نالی- شرح ملا عبدالکریم مدرس و فاتح
عبدالکریم- 1976- انتشارات صلاح الدین ایوبی- ارومیه
علاقمندان برای آشنایی بیشتر با موضوع نقد ادبی در
حوضهی ادبیات کلاسیک کردی میتوانند به منابع اصلی
زیر مراجعه نمایند؛
1-
کێش و قافیه له شێعری کوردیدا(وزن و قافیه در شعر
کردی)- د. مهعروف خهزنهدار- بغداد- 1962
2-
د. عێزهدین مستهفا رهسول- خانی و رهخنهی ئهدهبی
کوردی- نووسهری کورد-5-بهغدا
3-
علاالدین سجادی- ئهدهبی کوردی و لێکۆلینهوه له
ئهدهبی کوردیدا
4-
علاالدین سجادی- دهقهکانی ئهدهبی کوردی- بهغدا-
1978
5-
عزیز گهردی- ئهدهب و رهخنه- چاپی یهکهم-
بهغدا- 1974
6-
ئیسماعیل رهسوڵ- چهند باسێک دهربارهی ئهدهب و
رهخنهی ئهدهبی- بهغدا1981
7-
پهیدابوونی رهخنهی ئهدهبی له شێعری کلاسیکی
کوردیدا(تا جهنگی گیتیی یهکهم)- عهبدوللا یاسین
ئامێدی- چاپی ئاراس- ههولێر- 2003
|