انجمن قلم کردستان ایران

مقاله‌
 
  ذهن غیر دمکراتیک انسان خواستار دمکراسی      
Home
فارسی
Emglish
 

 فرخ نعمت پور

یکی از زمینه‌هائی تغییر و تحول جدی برای ایجاد جوامع مدرن عبارت است از تغییر و تحول در نظام تربیتی و آموزشی در مدارس. در چنین جوامعی و بر اساس چنین زمینه‌ جدیدی روابط محصل و معلم، و کلاس و محیط دچار تغییرات اساسی میشود، که‌ میتوان آنرا در موارد زیر خلاصه‌ کرد:

ـ کلاس دیگر محیطی بسته‌ نخواهد بود و دربست در اختیار معلم قرار نخواهد گرفت. اگر در نظامهای کلاسیک معلم درب کلاس را میبست و خود به‌ صاحب اصلی کلاس تبدیل میشد دیگر امروزه‌ کلاس جایگاهی است که‌ در آن چندین معلم حضور دارند و محیط کلاس به‌ روی سایر نهادهای مربوطه‌ و بویژه‌ اولیا دانش آموزان باز است (تحول از کلاس بسته‌ به‌ کلاس باز).

ـ در سیستم قدیم، معلم، دارای اتوریته‌ مطلق بود و به‌ عنوان آموزشگر مطلق، آموزش را از طریق مونولوگ و استفاده‌ اساسی از تخته‌ سیاه‌ پیش میبرد. اما در سیستم نوین، آموزش بر اساس دیالوگ یعنی بحث متقابل میان معلم و محصل پیش میرود که‌ در آن کماکان معلم نقش آموزش دهنده‌ اصلی را بازی میکند. چنین دیالوگی به‌ امر تحرک فکری محصل کمک میکند و وی را از پذیرشگر مطلق به‌ کنشگر تبدیل میکند. چنین فضائی اگر چه‌ در معرض نوعی خطر هرج و مرج قرار دارد، اما از فضای خسته‌ کننده‌ کلاس اتوریته‌ گرایانه‌ میکاهد و جو آموزش را آسانتر میکند.

ـ در مفهوم نوین سعی میشود که‌ قدرت معلم به‌ عاملی برای تخریب روحی و شخصیتی دانش آموزان تبدیل نشود (استفاده‌ بهینه‌ از قدرت و نه‌ استفاده‌ منفی از آن). از طریق آموزشهای پداگوگی سعی میشود که‌ معلم با جهان محصل بیشتر آشنا شود و این آشنائی به‌ عاملی برای آموزش بهتر و مشخصتر تبدیل شود. چنین شناختی معلم را از نقش علمی خود به‌ ایفای نقش اجتماعی هم فرا میرویاند و بدین ترتیب علاوه‌ بر آموزش علمی، آموزش اجتماعی نیز به‌ وظایف اصلی معلم عملا تبدیل میشود. معلم دیگر فقط سر کلاس حضور نمییابد، بلکه‌ زنگ تفریح همراه‌ دانش آموزان در بیرون از کلاس هم هست و بدین ترتیب با آنان در فضائی فراتر از تنها فضای علمی قرار میگیرد.

ـ شیوه‌ دیالوگ آموزش در کلاس باعث بیداری ذهن کنشگرانه‌ و نقادی دانش آموز میشود، و بدین ترتیب عنصر نقد و نقادی از همان ابتدا به‌ یکی از اهداف اموزش تبدیل میشود.

ـ مجومعه‌ عوامل بالا محیط کلاس را از یک محیط اتوریته‌ای به‌ یک محیط دمکراتیک بدل میکند.

اگر سیستم آموزشی را یکی از پایه‌های اساسی ایجاد سیستم دمکراتیک در کشورها بدانیم، مشخص میشود که‌ بدون ایجاد چنین سیستمی که‌ از همان اوائل رشد دمکراتیک کودک را مد نظر دارد، نمیتوان اساسا به‌ جامعه‌ دمکراتیک دسترسی پیدا کرد. در جامعه‌ای که‌ ذهن انسانها از همان ابتدا به‌ علت شیوه‌ کلاسیکی آموزش، ضد دمکراتیک و پدر سالارانه‌ بار میاید، مشکل است که‌ فرهنگ دمکراتیک در اقصا نقاط بافت جامعه‌ ایجاد و نهادینه‌ شود. و شاید یکی از مشکلات اساسی ما در رسیدن به‌ یک جامعه‌ دمکراتیک همین مسئله‌ باشد. در شرایطی که‌ ذهن انسانهای ما از همان ابتدا اتوریته‌ای و غیر دمکراتیک بار آمده‌است، آنگاه‌ هم که‌ به‌ فعالیت برای تغییرات دمکراتیک روی میاورند، مشکل آغاز میشود. در اینجا ما با پدیده‌ای روبرو میشویم که‌ در آن ذهن انسان خواستار دمکراسی، دمکراتیک نیست، و این همان پارادوکسال اساسی است. پس پرسش این است که‌ چگونه‌ میتوان بدون یک ذهن دمکراتیک به‌ سوی ایجاد یک جامعه‌ دمکراتیک رفت؟ در شرایطی که‌ بافت قدرت در جامعه‌ هر روزه‌ به‌ باز تولید چنین ذهنیت غیر دمکراتیکی دست میزند، ما را در مسیر تحقق آرزوهایمان چه‌ میشود؟

در الگوی قدیمی تحول، فرض بر این قرار میگرفت که‌ جمعی آگاه‌ و با اراده‌ (و البته‌ آگاه‌ به‌ مفاهیم دمکراتیک) جلو میافتند و پس از تسخیر قدرت سیاسی، با ایجاد ساختارها و نهادهای دمکراتیک این امر را برآورده‌ میسازند (الگوی نخبه‌ گرائی). اما ریشخند تاریخ این بود که‌ این جمع نیز خود عمدتا از همان بستر اجتماعی غیر دمکراتیک برخاسته‌ بودند. پس نتیجه‌ نمیتوانست چنین آسان به‌ دمکراسی منتهی شود.

و شاید الگوی نوین تحول بتواند این باشد که‌ از ایده‌ نقطه‌ اساسی تحول (مثلا دولت یا مذهب) که‌ همه‌ تحولات میتواند از آنجا شروع شود اجتناب کرد، و به‌ ایده‌ یک حرکت همه‌ جانبه‌ فکر کرد که‌ در آن همه‌ زمینه‌ها شمول چنین تلاشی میشوند. ایجاد دمکراسی، تلاشی است که‌ از همین اکنون آغاز میشود، و شاید اگر پدر و مادران ما از هم اکنون به‌ افزایش نقش خود در آموزش فرزندانشان در مدارس فکر کنند، بتوان عنصر دمکراتیکی را وارد زمینه‌ آموزشی کشور کرد.




info@qelem.com