|
اسرین محمدی
ashti_baran@yahoo.com
بررسی جایگاه زن و حقوق او در ادوار مختلف، بازخوانی
دوباره تاریخ را می طلبد.،در هر دورهای از تاریخ،
زنان به عنوان نیمی از اعضای یك جامعه جایگاه خاصی
داشته اند:گاه پادشاهی و سلطنت دیگران را مورد تایید
قرار داده اند، گاه با مردان، صاحب حقوق مشابهی بوده
اند، وگاه به كنیزی و بردگی نهان واداشته شده اند،
شاید تحت عناوین مختلفی چون زن متعهد، كنیز صاحب خانه،
همسر دوم و سوم و غیره.در این مطلب قصد بازخوانی تاریخ
به طور مختصر و بررسی دلایل تغییر موقعیت زنان است،
یعنی دقت در علل چرایی و روند ((جلو رفتن تاریخ و هم
زمان با آن از دست رفتن حقوق زنان)). در حقیقت با
پیشرفت چیزی به نام "تمدن"، "توحش" بیشتری در عرصه
اجتماعی زن در خانه وخانواده و قبیله روی داده
است.این نوشته برداشت آزادی است از كتاب "زن به ظن
تاریخ" نوشته خانم بنفشه حجازی كه در آن با موشكافی
دقیق و استفاده از منابع موثق و متعدد به ریشه های
این مسئله پرداخته است و در این تحقیق كار بر روی
ایران و زن ایرانی را مورد توجه خاص قرار داده است.
پیدا كردن جواب ((چراها)) به منزله نشان دادن راه
جدیدی است؛ راهی جدید كه تا به حال در باره اش فكر
نكرده ایم و خط قرمزی است برای پرهیز از اشتباهات
گذشته.
قسمت اول این نوشته بررسی اوضاع و جایگاه زن از
5000سال قبل از میلاد تا اواخر دوره
مادها می باشد.در ادامه این نوشتار به بازخوانی
جایگاه زن در دوره های بعدتر تا دوره تاریخی خواهیم
پرداخت.
در حدود 5000 سال قبل از میلاد مردم غارنشین ایران
زندگی تازه ای را آغاز كردند كه در تمدن آنها نسبت به
ادوار قبل پیشرفتهایی مشاهده می شود.در اجتماعات
ابتدایی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی به دست زنان اتفاق
افتاده است نه مردان. زنان در آن هنگام كه مردان
قرنهای متوالی به شكار اشتغال داشتند به تدریج زراعت
را ترقی دادند، هزاران هنر خانگی ایجاد كردند كه هر یك
پایه
منابع بزرگی شده است. در جامعه بدوی 5000 سال قبل از
میلاد وظیفه مخصوصی بر عهده زنان گذاشته بودند. او
گذشته از آن كه نگهبان آتش و شاید اختراع كننده و
سازنده ظروف سفالین بوده می بایستی چوبدستی به دست
گرفته در كوهها به جست و جوی ریشه های خوردنی یا جمع
آوری میوه های وحشی بپردازد. شناسایی گیاهان و فصل
روییدن آنها و دانه هایی كه می آورد، مولود مشاهدات
طولانی و مواردی بود كه او را به آزمایش كشت و زرع،
هدایت می كرد. در این زمان و نیز تا دوران تاریخی،
باروری و سپس تولد نوزاد و سپس شیر دادن به او به
منزله اعجاز و ظهور پدیده ای خارق العاده تلقی گشته
است. انسان درگیر با طبیعت، انسانی كه برای یافتن قوت
روزانه، با انواع خطرات دست و پنجه نرم می كند می دید
كه به راحتی از پستان مادر شیر ترشح می شود و می مكد و
رشد می كند؛ ماده به صورت منبع غذایی قابل دسترسی دیده
می شود.انسان شاهد بوده كه ماده موجودی به گونه خود می
زاید، شاهد بوده كه ماده شكمش بر می آید و مولد است،
او آغازگر زندگیست و از او انسانی شروع می شود. انسانی
كه از ماده موجود در نطفه مرد و تخمه زن آگاهی
نداشت، در ابتدا همه چیز را در زن می دید، لذا در این
دوره است كه تمام نمادهای دینی و مذهبی و ستایشی و
پرستشی بر محور زن می چرخد، زهدان زن اساطیری می شود و
مادر اسطوره ای خداگونه و او رب النوع تولید و بركت و
تداوم است. زن با تولد ،نیروی كمكی می آفریند، جمعیت
را زیاد می كند، لذا او خدای مادین نیروست.یعنی
((امبا)) یا ((آما))
amma
كه
بداندیشان از زور مندی او می ترسند.
جامعه شناسان این دوره "دوره مادر شاهی" را كه فرد و
اجتماع یك نوع مسئولیت تعاونی در مقابل یكدیگر داشته
اند را دوره كمون (آزادی از اسارت های اقتصادی) نیز
نامیده اند. انتقال و كارآیی زن باعث عدم تعادل بین
وظایف زن ومرد می شود كه در نتیجه همین امر اساس بعضی
جوامع اولیه كه زن در آن ها بر مرد توفق یافته بود، می
شود .در چنین جوامعی و همچنین جوامعی كه تعدد شوهران
برای زن معمولی است، زن كارهای قبیله را اداره می كند
و به مقام روحانیت نیز می رسد، در عین حال زنجیره
اتصال خانواده به وسیله زنان صورت می گیرد، چه زن ناقل
خون قبیله به خالص ترین شكل خود به شمار می رود. او با
تولد فرزند همانند زمینی كه بركت می دهد تخم به بار می
آورد و ریشه در آن پرورده می شود و میوه از آن روییده
می شود.
او سرچشمه
شیر است.از وجودش جوی سفید شیر جاریست، پس الهه
شیر است. االهه آب است و لذا آبهای جهان نیز از سینه
مادر جوشیده می شوند. مجسمه الهه ای كه در حال زایش
است و مجسمه هایی از زنان (برهنه) تماما حاكی از نمایش
مقام الهی و روحانی زن در آن ادوار است.
هزاره
ی چهارم قبل از میلاد
زن نه تنها در عمده ترین كارهای اجتماعی نقش داشته،
بلكه در عین حال با رقصهای مذهبی كه جنبه هنری داشته
به زندگی سرور و وجد بخشیده است. هدف مذهب در شرق (در
دوره باستان )تامین مادیات زندگی بوده است، پرستش
خداوند برای توحید، پرهیزگاری، پاكدامنی و یا آسایش
خاطر خداوند نبوده است. اعمال مذهبی را برای خوبی
محصول، باران مساعد، پیروزی در جنگ، كامیابی های
عاشقانه و توفیق در معاملات مالی و داشتن اولاد انجام
می دادند. لذا میبینیم در انجام این عمل (رقص
مذهبی)نیز زن هر چند با مشاركت مرد، هدف تامین
نیازمندیهای اجتماع را داشته است .یكی از الهه های این
دوره، الهه كریشا قرنها مورد پرستش بوده است. آیین او
تحت عنوان "نانایه"Nanaia
تا عصر پارتها ادامه داشته و پیكرهای سفالین متعدد
یافت شده كه رب النوع نامبرده را، در گورستان پارتی ها
یافته اند. او الهه است كه نامش هنوز برای مادران
ایرانی باقی مانده است و فرزندان ایرانی مادر را
"ننه"صدا می كنند.
هزاره
ی سوم قبل از میلاد
در هزاره سوم قبل از میلاد، روند پادشاهی بدون چون
وچرای زنان اندكی تغییر یافت، زنان هم چنان الهی بودن
ریشه های سلطنت و شریعت و حكومت را در اذهان عموم
تقویت و تثبیت كردهاند.
هزاره
ی دوم قبل از میلاد
در این دوره یك سلسله جدید ملی در ایلام ظهور پیدا
كردند كه پادشاهان آن، خود را "پیامبر خدا"، "پدر و
شاه " میخواندند. رب النوع ((شالا))
Shala
وهمسرش ((اینشوشناك))
Inshushinak
غالبا مورد پرستش بوده اند.
هزاره ی اول قبل از میلاد
می توانیم این دوره را شروع پدر شاهی یا آغاز دوره
فرمانروایی بنامیم.تا روزگاری كه اصل "مادر شاهی"
برقرار بود، نسب فقط از سمت زنان تعیین می شد. میراث
عموما به نزدیك ترین اقوام یعنی همخونهای شاخه مادر می
رسید .ولی پس از آن كه در اثر گله داری و پیشرفت زراعت
ثروت فزونی یافت و موقعیت اجتماعی –اقتصادی مردان بالا
رفت، به این فكر افتادند كه رسم موجود میراث به نفع
فرزندان خود دگرگون سازند. این تحول كه به عقیده
بعضی از جامعه شناسان از شگفت آورترین و بزرگ
ترین انقلابات اجتماعی است ، بالاخره به این به این
صورت شد كه تصمیم گرفتند اخلاف مرد در "ژنس*" باقی
بماند و اخلاف زن از "ژنس"بیرون رود، یعنی نسبت از
جانب مادر ملغی شد. واژگون شدن حقوق مادری شكست بزرگ
تاریخی جنس زن بود و به این طریق مرد در خانه نیز
فرمانروا شد.مقام زن پایین آمد و اسیر و بنده شهوت مرد
و ابزار ساده تولد و ایجاد نسل شد، از این پس زن بدون
قید و شرط در اختیار مرد قرار گرفت. با ظهور پدر شاهی
است كه وارد قلمرو تاریخ می شویم.
با گذشتن از مرحله "مادر شاهی" از بین رفتن حقوق زنان
آن دوره مانند چند همسری ،قوانین جدیدی به وجود می آید
.با مالكیت خصوصی برده داری نیز شروع می شود، زن فقط
حق ارتباط با همسر خود را دارد و عفت و بكارت برای او
معنا پیدا می كند. ارتباط با زنان مختلف برای مردان
عملا مورد تسامح قرار می گیرد (زن بازی).ازدواجها دیگر
بر مبنای مصلحت است و زن جزء دارایی مرد قرار می گیرد،
هنگام وفات نیز زن مثل سایر اموال او به میراث میرفت.
دیاكونوف در"تاریخ ماد" عصر مادها (هزاره ی اول قبل از
میلاد)را پایان دوران ماقبل تاریخ و مرحله انتقال به
دوره وحدت زوج با زوجه معرفی كرده است.
چنانچه ملاحظه می شود، در ابتدا زن مستقیما به صورت رب
النوع مورد پرستش قرار می گرفت و در مراحل بعدتر به
عنوان ملكه درحق سلطنت و قداست روحانی آن شریك گردید
كه این نزول مقام شاید چیزی نیست جز اطلاع یافتن مردان
ازمیزان مشاركت در تولید مثل و به دست آوردن برتری
اقتصادی مردان از نظر تولید امكانات و وسایل كه به از
دست رفتن قدرت زن منتهی شد.
از دست رفتن حقوق و موقعیت زنان و جایگزینی اخلاق و
عادات، بر اثر گذر زمان و در دراز مدت صورت می گیرد
.در این دوره هم زمان با به خدمت گرفتن مردان برای
بردگی وبندگی زنان نیز به كنیزی گرفته شدند كه در
اوستا نیز به این مسئله اشاره شده است.
*ژنس:
در رم قدیم به اجتماع چند خانواده اطلاق می شد، كه
رئیس آن از اخلاف جد مشترك همه بود.
|