|
گزینگ قازی
در
گوشه ی تلویزیون عدد 4 کنار پرچم ایران مشاهده می شود،
به این معنی که چهار روز مانده به انتخابات.
این در
حالیست که ما با شیوه های مرسوم انتخابات در جهان
امروز سال ها فاصله داریم.
چرخه
تکامل یک امر کلی ست که وقتی جزئی از کل گامی به جلو
می نهد، کل ناگزیر از نهادن آن است. چه رسد به "نسبت
کل به جزء"
که
اینجا "کل"
دنیا
در مورد نحوه ی انتخابات به نگرشی نو رسیده و تنها
بعضی از "اجزاء" نمی خواهند آن را باور کنند.
ما
ایرانیان در حالی که خود را "محق ترین" مردمان می
دانیم ولی در بسیاری موارد "حق"
را بر
خود روا نمی داریم. این حرفی که زدم معنا و منظورم را
موقعی نشان می دهد که: شما تصور کنید که دولت و ملت
ربطی به هم دارند یعنی دولت از مردم است و مردم صاحب
آن دولت اند.
ما که
ادعا می کنیم زمانی صاحب تمام افکار نو در دنیا بودیم،
اکنون خود مانعی بر سر راه تمام افکار نو در دنیا
هستیم و آنها را برای خود نا به هنگام می شماریم.
از
هنگامی که هدایت جوامع بشری به صورت کشوری وسازمانی در
آمده، کشورها در بین خود از فرایندی به نام مقایسه،
برای رسیدن به سازمان بهتر و موقعیت برتر استفاده کرده
اند. و اکنون مقایسه ای کوتاه صرفاً در زمینه
انتخابات.(البته
حمل بر اروپا پسندی و اجنبی ستایی نشود. من می خواهم
کلیت انسان را در نظر آورم!)
1- در
انتخابات های اروپایی، افراد یا احزاب با شعارها یشان
به میدان می آیند.(شعار هایی که کارشناسی شده و راهکار
عملی آن ارائه شده) و مردم به شعار ها و برنامه هاست
که رأی می دهند. نمایندگانی که به قدرت می رسند با
استفاده از "قدرت اجرایی" در مقابل "رأی مردم" وظیفه
دارند ادعاهایشان را عملی کنند.
_ اما
در ایران:
افراد
با چهره و لباسشان به میدان می آیند و حاشا اگر چهره و
لباس هم داشته باشند. مردم نیز برای تکلیف اخروی رأی
می دهند نه تکلیف دنیوی، برای همین بعد از انتخابات
کسی پرس و جو نمی کند چون آنها هم برای آخرت مردم کار
می کنند و همان جا هم پاسخ می دهند و اگر هم کسی مشتاق
به پرسش و پی گیری باشد به آن دنیا انتقال می یابد تا
پاسخش را بگیرد.
2- در
کشورهای اروپایی ضامن اجرایی
"وظیفه
ی دولت"،
این
است که هر حزب یا شخصی که سر کار می آید بر طبق میزان
آرا
رقیبی دارد که سایه ی آن دولت قرار می گیرد؛ سایه ای
که چهار چشمی وجب به وجب، رد دولت را می پیماید و با
مشاهده کوچکترین خلاف دهل رسوایی می کوبد. و چنان که
صاحبان رأی از عملکرد دولت انتخاب شده راضی نباشند از
قدرت ساقط، و سایه ی دولت بر سر کار می آید. تا بلاخره
آنچه مردم برایش رأی داده اند عملی شود؛ چرا که آنجا
رأی نظر! است.
_ اما
اینجا ضامن هشت سال، هشت سال دوام دولت هایی که سایه ی
همه را با تیر می زنند این است که خود سایه ندارند. و
دهل هم در دست خود آنهاست تا با انجام کوچک ترین کار
هزار آوا بنوازند که "چنان کردیم وچنین" کردیم! و چیزی
که در برنامه های خرد دولت هم جایی ندارد کلان رأی
چندین ده ملیونی مردم است؛ چرا که اینجا رأی عدد است.
3-
آنجا سیستم مرتاض است، سرنا می زند تا مار گیج شود و
به ساز مردم برقصد ونیش نزند.
_ اما
اینجا سیستم دهل می نوازد تا مردم گیج شوند، جوری که
چندین ده ملیون مسلمان چندین بار از یک سوراخ، نیش
بخورند.
4-
آنجا مردم با شناخت درست و روشن از اشخاص و علم و
آگاهی و چندین کلمه ی زیبای دیگر از این دست؛ به آنچه
می خواهند و اطمینان به اینکه هدف کاندیداها از گرفتن
این پست خدمت به مردم است در چیزی به نام انتخابات
شرکت می کنند.
_ اما
اینجا مردم مانند مار گزیده هایی که از ریسمان سیاه و
سفید نمی ترسند و می خواهند ببینند این بار خداوند چه
چیزی را برایشان مقدر ساخته،و با بیم و وحشت و ترس و
چندین کلمه ی دیگر از این دست، از اینکه مبادا از دسته
ی "خوارج" شویم یا از "یزیدیان" شویم و یا مانند
"توابین" شویم و (مطمئنیزه) شده به اینکه در امری
خدایی شرکت می جویند در چیزی به نام، انتخابات شرکت می
کنند.
خلاصه
چهار روز مانده به انتخابات و این چهار روز فرصتی ست
ناچیز برای دوره کردن هفت دوره و به یاد آوردن سی سال
دوران. بهتر است چشممان را به این چهار بدوزیم تا یکی
یکی بگذرد وما را به این روز خدایی برساند و خودمان را
از نظر روحی روانی و امنیتی و چندین کلمه ی دیگر از
این دست، آماده کنیم تا برای انتخاب نمایندگان (
انتخاب شده) این ملت، برای مجلس این دولت، برای هشتمین
بار مسلمان وار در این گونه انتخابات شرکت جوئیم.
راستی تا
یادم نرفته، عدد چهار و پرچم ایران و در کنارش سرود،
ای ایران! هم شنیده می شود...
|