بررسی فرصتها و چالشها یIT
بر جامعه بشری
آراس فتــاح
برگــردان: سامان حسینی
چند سالی است که
اینترنت به شیوه ی گسترده ترین شبکه ی کامپیوتری با شتاب روز افزون به
ساختار و فضای اجتماعی انسان دویده است. وضعیت جدید بسیاری از
سیاستمداران، جامعه شناسان، دانشمندان انفورماتیک و روانشناسان را
متقاعد نموده که اینترنت تولید نوین جامعه ی علمی و یک تکنولوژی
ارتباطی است که بنیاد جامعه ی انسانی را متحول خواهد ساخت .
این دستاورد به ویژه پس از تحولات سیاسی ، اقتصادی
و فرهنگی دنیای پسا - پروستریکا جهانی را ترسیم نموده که در آن
جامعه بشری با پرسشهایی از این دست روبرو شده است:
ـ تحولات به چه صورت خواهد بود و آینده ی بشر را
به کدام سمت سوق می دهد ؟
ـ آیا اینترنت کیفیت ارتباطهای بشری را به گونه ای
تغییر می دهد که ادامه حیات ما به نوع جدید ارتباط وابسته باشد؟
ـ اینترنت منجر به چه ساختار نوینی از جامعه می شود
که در آن فرد و گروه های انسانی متحمل هویت دیگری می شوند ؟
ـ آیا بایسته است که چشم و گوش بسته به استقبال این
پدیده برویم ، یا می بایست رویکردی انتقادی اختیار کینم ؟
ـ آیا این دستاورد پست مدرن نیز به سان مدرنیته
ویژگی های دو گانه و نا سازه ای در خود نهفته نخواهد داشت ؟
به طور کلی دو نوع تحلیل گری و برخورد انتقادی از
نتایج سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تکنولوژی ارتباطات در عصر مدرن وجود
دارد. البته این تکنولوژی ارتباطات همزمان با پیدایش رادیو مانند الگوی
ارتباطی جدید استارت می خورد، در میانه ی راه به سینما می رسد و
سرانجام تا کنون به اینترنت ختم شده است. از طرفی دانشمندان و
فیلسوفانی چون اینتر برگر(1)، میکلو هان(2) و لیتگن(3) قدرت دموکراتیک
این رسانه ی الکترونیکی را ستایش می کنند و در لوای آثار آن نسبت به
آینده خوشبین هستند . از طرف دیگر شخصیت هایی مانند آدرنو(4)، هابر
ماس(5)، ویریلیو(6) و دیگرانی قرار دارند که نگران خطرات این رسانه ی
نو رسیده اند، خطراتی که آزادی های دموکراتیک اجتماعی را تهدید می
کنند. آنها اشاره به فرایندی از شکل گیری جامعه دارند که سرانجام بشری
را به سوی احتمالات و خطرات جدی هدایت می کند.
از این اینترنت نیز مانند بیشتر
موضوعات دیگر، صاحبنظران سیاسی و اجتماعی را در دو جبهه ی موافق و
مخالف تجهیز می کند. جبهه ی اول از اینترنت به مثابه ی گستره ای
استقبال می کنند که در ساحت آن اکتساب و حفظ قدرت آزاد است .آنها بر
این باورند که در بافت این نوع سیستم ارتباطی نهادهای دموکراتیک وجود
دارد چرا که اینترنت راهی است برای رسیدن به فـراروی مـرزی : در ساحت
اینترنت همه ی افراد و گروه ها می توانند بدون نیاز به ارائه ی پاسپورت
فعالیت کنند . بی آنکه سانسور شوند یا مورد تهدید دیگر مکانیزمهای
نظارتی قرار بگیرند. رسانه ای است که می توانیم کل ذهنیات خود را بی کم
و کاست در آن ارائه دهیم یا توقع دست یابی به انواع آموزه ها واطلاعات
مورد علاقه ی خود را داشته باشیم . در رسانه ی اینترنت کلیه ی اطلاعات
و دستاوردهای گوناگون ذهنی بشر به صورت کامل عرضه می شود بدون آنکه
مشکلی در پیش باشد.
وداع با
سیستـم [دیکتاتوری رودرو] face to
face : افراد می توانند در گوشه و کنار این
جهان پهناور بدون نیاز به آشنایی قبلی با همدیگر ارتباط برقرار کنند.
از این رو به مدل جدیدی از سیستم ارتباطی بر می خوریم که از الگوی
پیشین خود کاملا می گسلد .الگوی قدیمی ی که می توانیم از آن به عنوان
سیستم « دیکتاتوری رودرو » یاد کنیم . در بطن این دنیای نوین الکترو
مغناطیسی یک سیستم اجتماعی جدید ارتباطی در حال شکل گیری و تکوین است
که سیستم رودرو شدن را به اضمحلال می کشاند . کانالها و خطوط
الکترومغناطیسی به ابزار و چشم اندازهای فراخی بدل می شوند تا فرد
بتواند در همه ی گیتی سیر کند و با گوشه و کنار جهان در ارتباط باشد.
اعضای این جهان پهناور در خانه می نشینند و به کتابخانه و موزه و
نمایشگاههای مورد علاقه ی خود سرک می کشند . در اتاق کار خود هستند و
کارهای بانکی و دیگر امورات اداری را بدون تحمل خستگی از این اداره به
آن اداره رفتن و دردسرهای آن انجام می دهند.
پایان
مشکـلات اداری دیوانسـالار: در جهان اینترنتی می توانیم محل کار خود را
به خانه انتقال دهیم و چرا که محل کار به معنای مکانی نیست با حضور
همکاران چند ساله یا دفتر و دستکی که توسط کارمندان اداره می شود. بلکه
الگوی تازه ای از کار و نوع جدید کمپانی است که زاده ی اینترنت است. بر
این اساس اینترنت موجب تحولات بنیادین در مفهوم کار تقلیدی میشود، به
طوری که شرکت ها، سازمانها، دستگاههای اداری، دانشگاهها، کتابخانه ها و
تشکیلات نظامی نمی توانند بدون اینترنت همطراز دانش روز و با شتاب لازم
ایفی نقش کنند.
پیدایـش
جامعـه ی جهـانی : در اینترنت هیچ یک از اصول اجتماعی مشابه یا برابر
نهاد های خود در جامعه نیستند. در جهان اینترنتی اصول اجتماعی،
اقتصادی، سیاسی و چارچوبهای جمعی اصالتا نقشی ندارند، بلکه اصالت با
نیروی متقاعد کردن(7) است. در اینترنت حقیر ترین انسان می تواند
مهمترین نقش و ادعای حضور را به نمایش بگذارد، در مانده ترین فرد می
تواند بزرگترین خانه را برای خود بسازد، ضعیفترین شرکت می تواند با
گسترده ترین کمپانی به معامله بر خیزد و پیش پا افتاده ترین نیروی
سیاسی می تواند با حضوری بادکنک وار خود را به مثابه ی یک نیروی
اجتماعی کلیدی به حساب آورد .
اما از طرف دیگر منتقدین دیدگاه خوشبین فوق
دست به تحلیل دیگری می زنند. آنها نگران خطراتی هستند که در اینترنت
مستتر است. به نظر آنان جمعیت کثیری از مردم جهان به این تکنولوژی
دسترسی ندارند. پس ساده انگاری است اگر از برابری فرصتها و وضعیت
دموکراتیک جهانی سخن بگوییم . جهانی که در آن قاره ای مانند آفریقا در
آمد روزانه مردمانش از یک دلار نمی گذرد و تاکنون نیز بیشتر افراد آن
از آب آشامیدنی ، برق و مسکن محروم هستند ،آیا بازهم ساده انگاریست اگر
از شانس برابر، فرصت یکسان و همکاری انسانی سخن بگویم؟
بر این مبنا می توانیم از زاویه
ی متفاوتی دنیای نمایشی و آرایشی اینترنت و کامپیوتر را بررسی کنیم .
بگذارید واقعیات و ویژگی های نهفته ای از اینترنت را ببینیم که موجب
تقسیم قدرت و تقسیم سرمایه بر مبنای الگوی جدیدی می شود. تقسیمات
اجتماعی از سطح واقعی خارج شده و به مرحله ی الکترو مغناطیسی کشیده می
شوند، یعنی معانی مادی موجود در فضای جامعه با معانی انتزاعی جهان
اینترنتی منطبق می شوند؛ جهانی که معروف به جهان مجازی است .
به اعتقاد منتقدین، این جهان نخبه گراست. جهانی
که در آن نخبه گان نقش اساسی دارند. البته فقط به نقش آنان ختم نمی شود
بلکه اساسا اینترنت خود خواستگاه تولید نخبه و پرتاب آنان به جهان
واقعی و اجتماعی ما می باشد. این روند به خودی خود تاثیر قابل توجهی بر
فرایندجامعه دارد. اینترنت سمبولیست زاده ی سیستم سرمایه داری خرده ملت
.به طور خلاصه در نظر منتقدین مفهوم جهان اینترنتی، جهان سوم نمی تواند
شهروند این جامعه ی عاری از جغرافیا باشد. از این رو ما نمی توانیم به
سادگی آن نظریه های مکانیکی را بپذیریم که اینترنت را به شیوه ای
خوشبینانه ارائه می دهد و به عنوان خانه ی آزاد همه ی افراد، گروه ها و
ملل مختلف عرضه می کند.
اینترنت در مقیاس متن و نمایش
در واقع
این توان متقاعد کردن نیست که مرزهای اجتماعی را در جهان اینترنتی پاک
می کند. بلکه نیروهای خود نمایشگری است که دیدگان ما را اشباع می کنندو
جهانی فراتر از جهان واقعی شخص یا توانمندی های نمایشگر به ما می
نمایانند . توان متقاعدکردن زمانی می تواند جای اعتماد باشد که از
مرحله ی خود نمایشگری به مرحله متن برسد . از شفاهی بودن گذشته و
نوشتاری شود .
نظریه ی مبنی بر مصامحه آمیز بودن
اینترنت فقط در سطح دیدن و شنیدن می تواند صدق کند چرا که در مرحله ی
متن با مشکلات عدیده ای روبروست ، گذشته از آثار مضر ان بر سلامت
جسمانی که به نسبت کتاب موجب محدودیت رفتاری می شود زیر ساخت رسانه ی
دیجیتالی نوین نا رسایی دیگری نیز دارد و آن اینکه کامپیوتر و اینترنت
رسانه ای نوشتاری نیستند بلکه کانالی برای ارگانیزه کردن، حفظ و
نگهداری، عرضه کردن، دریافت نمودن ، ارسال و نهایتا کنترل می باشند .
اینترنت گسترده ترین حاشیه برای
ضخیمترین کتاب است . اگر می گوییم اینترنت اساسا دنیای نوشتار نیست بر
این مبناست که سازه های اینترنت به صورت عمودی شکل گرفته اند نه افقی،
چنانچه نشریات و کتابها هستند. برای خواندن یک کتاب یا نوشتار باید به
صورت افقی حرکت کنیم در صورتی که دریافت اطلاعات از اینترنت مستلزم
کلیک به سمت پایین است ، یعنی به محض ورود به اینترنت باید از سر آغازی
شروع کنیم که این جهان تا بی نهایت ما را به سمت پایین می برد ؛
اینترنت عمیق ترین زیر زمین روشن است، اما این روشنایی مانع از گم شدن
ما نمی شود . اگر انسان در جهان واقعی در تاریکی گم می شود همانا در
جهان مجازی که جهان اینترنتی است در روشنایی محض گم خواهد شد.
این جهان بر مبنایی بسیار ساده شکل
گرفته است و به صورت روز افزون در حال گسترش و پیچیدگی است. به سادگی
می توانیم بگوییم که طراحی شده که در این خانه جندین اتاق ، در هر اتاق
چندین درایو، در هر درایو چندین فایل ، در هر فایل اینترنت مدل دیگری
از کامپیوتر است ومعماری آن به صورت خانه ای چندین فولدر و در هر فولدر
چند آیکن و الی اخر قرار دارد .
این جهان کوچک را می توانیم تا
بی نهایت تا بدانجا که امکانات انتزاعی، ارگانیزه کردن و کنترل اجازه
بدهند گسترش بدهیم و اما تفاوت اساسی اینترنت و کامپیوتر در این است که
کامپیوتر یک خانه ی کاملا شخصی است که می توان جهان خصوصی خود را در آن
ارگانیزه و کنترل کرد، اتفاقا کلید این خانه در اختیار خود شخص است. در
حالی که اینترنت یک گستره انتزاعی کاملا گشوده است که همه کس می تواند
خانه ی ذهنی خود را در آن بنا نهد. چنانچه گفته شد اینترنت بر مبنای
ساختار حاشیه شکل گرفته است، یعنی می توانیم آن را به جهانی تشبیه کنیم
بنا شده از چندین زیرزمین که می تواند ما را به خانه ها و
زیرزمینهای دیگری هدایت کند . به عبارت دیگر هرکسی به این خانه می آید
الزاما دارای کلید شخصی نیست. بدون تردید می تواند مهمانان ویژه ای
داشته باشد، و حتی کلید های خصوصی به آن بدهد به شرطی که سطح نمایش به
مرحله ی خرید و فروش برسد.
اما می بایست همه ی درها و پنجره ها را بگشاید و
بیشترین پذیرایی را به انجام برساند تا بتواند زمان بیشتری آنها را در
خانه نگه دارد. در این جهان الکترونیکی بیشترین امکان نقل مکان وجود
دارد. می توانیم مدام از سرزمینی به سرزمین دیگر برویم . سرزمینی که
چنگی به دل نزند و مهمانپذیری ساکنینش باب طبع ما نباشد را با چکه ی
ماوس رها می کنیم . طبق آمار بدست آمده هر آدرس اینترنتی فقط ده ثانیه
مهلت دارد تا برای مهمان خود صفحه ای باز کند و او را بدست آورد در غیر
این صورت با چکه یک ماوس رها می شود و مهمان مسافر به سفر خود ادامه می
دهد.
اینترنت خانه ای عنکبوتی است که نمای بیرونی آن
بدون وقفه در حال توسعه می باشد و تارهای آن به صورت اشکال هندسی مرتب
گسترش می یابند. از اصول پذیرفته شده ی این جهان مجازی یکی این است که
هیچ بنایی خارج از مسیر این توسعه ی عنکبوتی احداث نمی شود پس « بودن »
رابطه ی مستقیمی با میزان عضویت در این جامعه ی انتزاعی دارد.
جامعه و سیستم ارتباطات
اگر پیش تر صاحبنظران عرصه ی جامعه شناسی، هستی
شناسی، قوم شناسی و علوم سیاسی به دو شیوه از سیستم همزیستی انسان سخن
می گفتند، یعنی اگر سخن بر سر انواع اجتماعات و جامعه بود اکنون
پیشرفتهای تکنولوژیک ما را ناچار به منازعه بر سر فرم نوین جامعه می
کند.
جای تردید نیست که اکنون برای توضیح جوهره ی جامعه
ی مدرن از طرف علوم سیاسی و علوم اجتماعی بیشتر از یک اصطلاح به کار
گرفته می شود . برای نمونه اصطلاحاتی نظیر « جامعه ی صنعتی »، « جامعه
ی علمی »، «جامعه ی خدمتگزاری» یا در این اواخر اصطلاح «جامعه ی ریسک»
به کار گرفته می شود که متعاقبا به ظهور اصطلاحات دیگری پس از پیدایش
اینترنت می رسیم مانند: « جامعه
cyber cpace» یا «جامعه مجازی»....
ساختار
جامعه بدون در نظر داشتن انباشتها و پیچیدگی های ارتباطات
kommunikation
قابل تصور نیست . نمی توانیم جامعه ای را ترسیم کنیم بدون آنکه جنب و
جوش ارتباطی میان اعضا و شبکه پیوندی آن را در نظر بگیریم. به
طور کلی جامعه حاصل جمع انواع ارتباط ها بوده و در نتیجه ی پیوند
ارگانیک این رفتارها رشد می کند.
بر این مبنا می توانیم بگوییم که مفهوم جامعه و
تاریخ پیدایش آن به یک شبکه ی ارتباطی پیچیده از ارتباطات اجتماعی گره
خورده است شبکه ای که نمی بینیم اما در آن زندگی می کنیم.
پیدایش جامعه ی مدرن و گسترش آن با این شبکه ی
پیچیده ی ارتباطی یعنی با فرو ریختن انواع نرم ، فرم پیشین و ارزشهای
ارتباط اجتماعی از نوع جماعت و گذار از نظام ارزشی اجتماع حادث می شود
. جامعه به معنای فرایند پیوستن یا خود پیوند دادن مضاعف به اجتماعی
است در گستره ی مکانی ی وسیعتر در عرصه ی اجتماعات کوچک.
ایجاد این
شبکه ی اجتماعی به معنای تولید بنایی ازخطوط ارتباطی است؛ یعنی سرزمین
ها، مناطق، گروه های متفاوت و حتی فرد ها نیز به یکباره در این بافت
ارتباطی به هم پیوند داده می شوند در عین حال که فاصله ی میان آنها
نمایان است . این رو ساخت یا این فاصله های نمایان با تولید سیستمی از
همزمانی و همزیستی انسانها به هم گره می خورند. جامعه با وجود این شبکه
ی پر ازدحام در یک لحظه به اعضای خود اطلاعاتی در خصوص اتفاقات، مسائل
داخلی و رقابت های تنگاتنگ مخابره می کند.
برای روشنتر شدن موضوع می توانیم به پدیده ی پست
اشاره کنیم که مهمترین اتفاق در پیدایش شکل گیری مفهوم جامعه است . سپس
اختراعات جدید مبنای شتاب و پیچیدگی این ساختار و شیوه ی شکل گیری
اجتماعات آن می شود. برای نمونه می توانیم از قطار، اتومبیل، هواپیما،
روزنامه، رادیو و تلویزیون و در عصر حاضر از کامپیوتر و اینترنت یاد
کنیم که کل ساختار جامعه را به سمت تحولات زیر بنایی سوق می دهند و
محور های جامعه ی مدرن را با رخدادها و ریسکهای ویژه ای توام می کنند.
این اختراعات، یعنی تکنولوژی به
طور عام و رسانه های نوین، فقطبه شتاب ارتباطات ختم نمی شوند، بلکه
توامان وابستگی های مکانی را نیز پایان می دهند. مکانهای فرعی و دور از
دسترس فاقد از امتیاز های مکانی در عصر نقل و انتقالات سریع می شوند ؛
فرا تر از این فرایند فوق الگوی جدیدی از تشکیلات سیاسی و اجتماعی را
تولید می کند، که به شیوه ی کنونی در گذشته وجود نداشته اند.
اگر تاریخ ملت و دولت ملی را در
کشوری مانند آلمان قرن نوزدهم یا بهتر بگوییم در انقلاب (1849-1848)
مورد بررسی قرار دهیم می بینیم که اصولا نقش قطار چنان برجسته است که
بدون در نظر داشتن آن قابل تاویل نیست. بر همین اساس در کردستان پس از
شورش نیز تاثیر این ابزار های جدید بر فرایند شکل گیری جامعه
گویای این واقعیت است که علاوه بر محرک های سیاسی، بدون اینترنت و
ماهواره و دیگر وسائل ارتباط جمعی وضعیت کردستان چیزی غیر از وضعیت
کنونی می بود. کلیه ی تشکلات سیاسی و مدنی از طریق اینترنت و وسایل
ارتباط جمعی الگوی متفاوتی از حضور و فعالیت را اختیار کرده اند که در
گذشته در این سطح امکان پذیر نبود.
ابزار ارتباط و انتقال از
اتومبیل و قطار گرفته تا هواپیما و اینترنت در قرن بیستم مرزهای دولت
ملی را فرو می ریزند و جامعه ی ملی را از «جامعه ی ریلی» به «جامعه ی
اطلاعاتی » تغییر می دهند ، جامعه ای که در آن اصطلاح «بزرگراه
اتومبیل» اهمیت خود را در مقابل « بزرگراه اطلاعاتی » از دست می
دهد. اکنون نیز چند سالی است که از جامعه ی جهانی سخن می رود ، جامعه
ای که شهروند جهانی پرورش می دهد. این شهروند معنای نظری و تئوریک
ندارد بلکه بیشتر معادل مفاهیم سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی تازه ای
است. یکی از نمونه های بارز فرایند جامعه ی نوین را در قاره اروپا یی
می توانیم ببینیم . این قاره به سبب اتحادیه اروپا بر آن است تا به
واحد جامعه ی اروپایی تبدیل شود . آنها قدم اول را زمانی برداشتند که
واحد پول کشورهای اروپایی را لغو و واحد پولی اروپا یعنی
« یورو » را تصویب کردند . این امر تحولی است مستتر در مفهوم جامعـه ی
نوین که آرام آرام از مفهوم جامعه ی ملی سر بر می آورد.
نتیجه اینکه به طور کلی جامعه
در چارچوب جامعه ی ملی ظاهر می شود و تصویر خود را از این بافت کسب می
کند . شکل گیری ملت و « فرم جامعه » در طول تاریخ پیدایش دولت ملی مکمل
یکدیگر بوده اند و رابطه ای ارگانیک با همدیگر دارند.
در حضور کسی مانند
آندرسون(8) نمی توانیم با نادیده گرفتن چاپ ، پخش و سرمایه داری از
جامعه سخن بگوییم در حالی که گیدنز(9) نیز ملت را معادل جامعه به حساب
می آورد. اگر از نظر آندرسون ملت عبارت از جامعه ای باشد که در واقع
فرم جامعه را می پذیرد در دنیای رسانه ی نوین و بویژه در جهان اینترنت
ویژگی های دیجیتالی پا به عرصه ی حضور می گذارند. در این جهان می بایست
انقلابها ، انواع کودتا ، فعالیتهای تروریستی و ده ها رفتار اجتماعی ،
سیاسی ، اقتصادی، و فرهنگی دیگر خود را به فضای اینترنت منتقل کنند و
در آنجا از نو تجهیز شوند . برای نمونه در عرصه ی سیاسی حضور گروه های
تروریستی، نئونازیسم، راستگرایان رادیکال و دیگرانی از این دست را در
این سرزمین مجازی می بینیم که آسایش چندین دولت و سیستم جهانی را به
مخاطره انداخته اند .
تکنولوژی ارتباطی ی نوین
زاده ی اینترنت ما را با پدیده ی جدید تری که همانا ساخت جامعه ی مجازی
است روبرو می کند، مقصود جامعه ی انتزاعی متفاوتی است که کل روابط
اجتماعی و نهادهای جامعه را در خود فرو می کشد به طوری که اکنون علی
رغم تمامی احتمالات و خطرات پیش رو فرایند تکوین آن در حال وقوع است.
نظریه ی دهکده ی جهانی میکلو هان
نام میکلو هان
جامعه شناس کانادایی مصادف است با عبارت معروف او که بخشی از خط و مشی
جهان کنونی ما شده است. کمتر نویسنده ای یافت می شود از جهانی شدن سخن
بگوید و عبارت معروف میکلوهان را سر مشق خود قرار ندهد. میکلو هان در
ده های 60 و 70 میلادی نظریه ی رسانه را از نو طراحی می کند و
پیرو همین عبارت معروف که پایه نظریه ی اوست آرای خود را ارائه می دهد:
به نظر او دنیای ما دهکده ای جهانی شده است.
البته او پیش تر از آنکه
تلویزیون عضوی از همه ی خانواده ها باشد یک شبکه ی الکترو نیکی جهانی
را به بحث می گذارد که در آن پیش بینی پیدایش اینترنت به چشم می خورد.
رسانه در واقع عبارت است
از یک بازی است که روابط اجتماعی ما را دگرگون می کند و شیوه ی دیگری
از فرایند جامعه شدن را فراهم می سازد . لوهان(10) در نوشتار های اولیه
ی خود که « فرهنگ چاپ » را به کاوش می گذارد بر این باور است که اختراع
چاپ و کتاب از طرف گوتنبرگ(11) سر آغاز فروپاشی بافت عشیره ای و نیز
مرحله ی دیگری است که می توان گفت مرحله ی پیدایش فرد است. مکالمه امری
فرهنگی است که خواستگاه شکل گیری گروه است. اما فرهنگ چاپ و کتاب
رسانه ی نوینی است که فردها را از گروه جدا می کند تا فردیت تولید شود.
عصر کنونی عصری است که
انسانها در نهاد شبکه ی الکترونیکی زندگی می کنند. این دنیای جدید
روابط انسانی را دچار دگردیسی می کند و علاوه بر آن نوعی فرهنگ جدید
تولید می شود و الگوی تازه ای از طبقه بندی در اختیار می گذارد. ویژگی
دیگر این دستاورد مرکز زدایی از تحولا ت علمی است که به صورت شبکه ای
ظاهر می شود. این رسانه ی الکترونیکی انسانها را به هم نزدیکتر می کند
تا جهان را از زاویه ی دیگری ببینند و با پرسشهای اساسی تر، وحشت عظیم
تر و با رویاهای بزرگتری ادامه حیات بدهند.
وحشت ما از آنجاست
که بخش عظیمی از پیامد های رسانه تاثیر خود را بر ذهن و بر روان ما
باقی می گذارد . به عبارت دیگر رسانه ی تکامل شخصیت ما و نحوه ی درک
ما از عالم هستی است .
میکلو هان میان
رادیو و سینما از یک سو و نیز تلفن و تلویزیون از سوی دیگر تمایز قایل
می شود. در این طبقه بندی رادیو و سینما در ردیف رسانه ی سرد قرار می
گیرند. چرا که این دو رسانه فقط یکی از حواس مارا هدف قرار می دهند ،
در حالی که تلفن و تلویزیون که در ردیف رسانه ی گرم قرار دارند بیش از
یکی از حواس ما را تحریک می کنند و همین امر برای ما وابستگی ایجاد می
کند. به گفته ی میکلو ها ن هر تکنولوژیی یکی از ارگانها و توانمندی های
انسان را تقویت می کند . این وضعیت یک نتیجه قانون مند را در پی خواهد
داشت که عبارت از تضعیف دیگر ارگانهای فیزیکی انسان است. در حالی که
یکی از حواس ارگانهای فیزیکی ما رشد می کند دیگر اعضای ما رو به زوال
می روند.
آزمونهای بشری به تمامی
به سمت قابلیت انتقال به رسانه ی الکترونیکی در حرکت اند .
اینترنت از این رو در ردیف رسانه ی سرد جای می گیرد که جهانی انتزاعی و
مجازی را پدید می آورد . به عبارتی انتقال آزمونها به درون رسانه ی
سرد، برای نمونه بازی های خشونت بار کامپیوتری، دستاورد جدیدی است که
علاوه بر وحشت پرورش یافته برای جوانان و نوجوانان، خطر تغییر حقیقت بر
مبنای جهان مجازی را به بار می آورد. در این بازی های خشونت بار یا
اکشن بازیگر می تواند تعداد بیشماری مردم یا دشمن خیالی را قتل عام کند
بدون هیچ احساس ندامت یا ترس . از طرف دیگر اگر کشته شود یا به عبارتی
بازنده شود از طریق ماوس کامپیوتر دوباره جان می گیرد و از نو شروع می
کند . در این وضعیت غیر ممکن ایده ی دیگری در خصوص مرگ و جاودانگی
ایجاد می شود. ما در این بازی ها می توانیم به جاودانگی برسیم و
اشتباهات و افت و خیز های خود را جبران کنیم. از این پس اشتباه کشنده
نیست به معنای حقیقی آن، چرا که امکان شروع دوباره و ادامه را داریم.
امکان برخاستن و زندگی دوباره گرفتن . در این جهان غیر ممکن ها همه
ممکن می شوند.
پس به وضعیت
ویژه ای می رسیم، وضعیتی که حاکی از پیوند تکنیک و اندامهاست. یعنی جسم
شرایط تکنیکی می یابد، می توان گفت که جسم انسان فنی می شود و تکنیکها
به صورت انسان در می آیند. در اینجا تکنولوژی ارگانیک شده و به نوعی
مفهوم زندگی می یابد . علت این امر فنای مرز میان حقیقت و انتزاع است.
پس ماهیت حقیقت تغییر می کند و باید تعریف دیگری از آن بدست دهیم. از
این پس اینترنت سرزمینی لا مکان است که همه می توانند در آن ساکن شوند.
در این مملکت به پاسپورت نیازی نیست فقط یک
password می
خواهیم. برخلاف جهان واقعی می توانیم در این مملکت مجازی بیش از یک
شخصیت، بیش از یک نشانی بیش از یک مشخصا ت داشته باشیم . ابراز احساسات
کنیم به کسانی که نه همدیگر را دیده ایم و نه می شناسیم، مشخصات آنها
را نمی دانیم یا نمی دانیم از چه ملیتی هستند ، پیرو کدام دین اند،
فقیر اند یا غنی، انسان خوبی هستند یا بد. انتقال آزمونهای انسانی و
رویاها و آرزوهایمان به دنیای الکترونیکی به معنای ایجاد تعدد هویت
برای افراد و تعدد شخصیت برای فرد است و این خود به معنای گم شدن یا
اختفای معناهای واقعی است.
هر فردی در این جهان مجازی می
تواند افزون بر یک نفر باشد. تنها مسافت موجود در اینترنت در
محدوده ی زمان ورود و خروج به این رسانه است. یعنی در این جهان «مرز»
موجودیت سیاسی و جغرافیایی ندارد چنانکه در دنیای دولت – ملتهای کنونی
خود می بینیم ، بلکه مرز فقط در میان دو مملکت قرار دارد، یکی سرزمین
مجازی رسانه که به آن online
می گوییم و دیگری سرزمین offhine
که سرزمین حقیقی ماست . تا لحظه ای که به اینترنت وارد نشده باشیم
offline
هستیم یعنی در جهان حقیقی موجود زندگی می کنیم اما به محض ورود به
اینترنت online
می شویم که بعد از آن یک شخصیت مجازی خواهیم داشت.
این جهان ارگانیزه شده ی
اینترنت ، اجتماعی فرد شده است که در حسرت جامعه شدن دوباره به سر می
برد . بر این اساس اینترنت فقط عبارت از ارسال پیام نیست، بلکه در عین
حال ایجاد یک احساس ارگانیزه است که بر مبنای آن به جامعه ی مجازی
تبدیل می شویم و نیز در قبال این جامعه دارای هویت و احساس ویژه خواهیم
بود. نوعی دوستی و احساس مسئولیت در برابر آشنایان اینترنتی خود می
یابیم. میکلو هان اولین کسی بود که دهکده شدن دیجیتالی جهان را
به ما معرفی کرد. می توانیم ایده های او را در در چند سطر بدین صورت
دسته بندی کنیم:
1.الکترون قائل به هیچ مرز سیاسی یا جغرافیایی
نیست. یعنی از مرزها و قاره ها و کشورهای ملی گرا می گذرد.
2. انسانها بر این اساس به همدیگر نزدیکتر می شوند
و ساکنان دنیا اهل دهکده ای جهانی میشوند.
3.این جهان جهان همزمانی و هم مکانی است بر این
مبنا رابطه ی میان زمان و مکان دگرگون می شود. پس ما در جهانی زندگی می
کنیم که زمان در غل و زنجیر مکان باشد.
این مکان الکتونیکی از نظر
اقتصادی، زیست شناسی و ارتباطات تاثیرات ویژه ای بر سیستم همزیستی
انسان خواهد داشت.
با وجود اینترنت سفرهایمان را
فقط از طریق شبکه های رسانه ای انجام می دهیم و جامعه ای الکترونیکی به
وجود می آید که اطلاعات را در مسیرسرعت و رشد روز افزون قرار می دهد،
کانالها درحال افزایش و دستگاه ها در مسیر توسعه می افتند. البته اگر
تمامی اینها نیز واقعیت داشته باشد باید بگوییم که میکلو هان استثنا
در یک مورد نعل وارونه زده است.
البته دامی است که همه
تئوریسینهای مدرن را در خود گرفته است. یک حقیقت ریشه ای است ،چرا که
این پیشرفتها به معنای گسستن از موضوعات بسیاری است، اما به هیچ وجه به
معنای برداشتن موانع اجتماعی، فرهنگی و محیطی نخواهد بود. به عبارت
ساده تر سخنی که با اتکاء به این رسانه جهان را در مسیر انسان دوستی
مضاعف می بیند در اشتباه کامل است .
در حالی که
تکنولوژی نوین بشدت مشغول در هم ریختن نهادهاست، دنیای متعارف ما نیز
به صورت روز افزون در حال تثبیت است. در وضعیتی که از آن تحت عنوان
جامعه ی اطلاعاتی یاد می شود بسیاری از همکاری ها و رسالت اجتماعی
انسان با حضور نیروهای اقتصادی و سیاسی بین المللی یا فراملی به
فراموشی سپرده می شود.
نقادان محیط الکترونیکی ما را
در معرض تصادم و رقابت دو مفهوم جدید می بینند؛ مفهوم همکاری و از دست
رفتن مفهوم همکاری، از این بابت دیدگاه میکلوهان یک برخورد مکانیکی به
شمار می آید.
در اینجا به صورت مختصر پدیده هایی را که
اینترنت وارد می کند جمع بندی می کنیم:
1. از دست رفتن روابط گرم انسانی از نوع رودرو، و
پیدایش شیوه ی جدید ارتباط سرد دیجیتالی و الکترونی در محیط
الکترومغناطیسی.
2. شکل گیری یک سیستم جهان شمول ویژه که در آن
موفقیت فقط با افرادی است که به جدید ترین فن آوری دست می یابند
3.فراموش شدن رسالت کهن انسانی و پیدایش اجتماع
الکترونیکی بی موطن که اعضای آن غیر از سود سریع الوصول متوجه چیز
دیگری نیستند.
4.تقلیل دموکراسی از وضعیت اجرایی به سطح گفتار،
یعنی این شبکه ی جهانی به همان میزان که احتمالات دموکراتیک را ارتقاء
می دهد، همان اندازه نیز پروژه ی مجازی شدن کار و تولید، مفهوم انسان
را تغییر می دهد. مفاهیم فراصت کار گروهی و و منافع مشترک مدل های
دیگری می پذیرند؛ این دنیای t
Ne
مدار جهان تحولات پی
در پی را بنیان می گذارد.
انتزاع و زیبایی شناسی سرعت
پاول ویریلیو دانشمند فیزیک بر مجموعه
ای از آیتمهای علمی کار می کند که از آن به عنوان درامولوژی
Dromologie
یاد می شود. درامولوژی بیشتر راجع به مقولاتی مانند حرکت، عبور و سرعت
است. این فیزیکدان تاریخ رسانه، علوم نظامی، فیزیک و چندین مقوله ی
دیگر را از فیلتر درامولوژی می گذارند تا خاصیت درامولوژیکال پیدا کنند
دنیای کنونی ما دنیای انتقال سریع
اخبار و دیدگاه هاست .انقلاب صنعتی به ما آموخت که سرعت ماشینها به
معنای تولید بیشتر و در نتیجه سود افزوده است. سرعت، پدیده ی جدیدی است
که مراحل مختلف زندگی ما را رقم می زند، قضاو قدری که به ناچار به آن
تن در می دهیم. اصطلاحا کسی که دیر برسد زندگی مجازاتش می کند. اتفاقا
این اصطلاح مصداق عینی این دورانی است که سرعت شرط بلامنازع هر گونه
موفقیت و سرافرازی است. عینی ترین نمونه ی آن آخرین جنگ آمریکا در عراق
بود. دیدیم که تکنولوژی سرعت چه نقش عظیمی در این میان بازی کرد.
عنصر سرعت در جهان رسانه های
الکترونیکی یک هدف قائم به ذات می شود. محتوا و کیفیت حوادث اهمیت
چندانی ندارند، رمز موفقیت داشتن آخرین اخبار است . مقیاسی برای اندازه
گیری کیفی و کمی خبر وجود ندارد. مهم این است که زمان دریافت و مخابره
به حداقل ممکن برسد.
بدین سان طبق گفته ی ویریلیو
اطلاعات به شتاب مبدل می شود. این شتاب پیامدهای فراموش نشدنی بر کبفیت
دیدگاه، نحوه ی درک و وضعیت روانی ما خواهد گذاشت. ویریلیو سه مدل از
انقلابهای شتاب محور را ارائه می دهد:
1.انقلابی که وسائل ویژه ی نقل و انتقال به راه می
اندازند . این انقلاب از قرن نوزده آغاز می شود، یا به عبارتی با
انقلاب صنعتی وارد عرصه می شود، زمانی که انسان اتومبیل را به منظور
ایجاد سرعت تولید می کند. در این فضا ما فقط قادر به کنترل رو ساخت
هایی هستیم که اتومبیلها را در خود جای می دهند . یعنی برخلاف داد و
ستد اطلاعاتی، این شتاب از وابستگی فیزیکی برخوردار بود.
2. انقلاب برخاسته از سرعت نوری ، که سرآغاز آن به
قرن بیستم باز می گردد. به واسطه ی این رسانه ی جدید سازماندهی تازه ای
از جهان آغاز می شود. رابطه ی میان زمان و مکان دچار استحاله می شود.
در این قرن انسان عاری از وابستگی مکانی است و فاصله ی فیزیکی نقش
پیشین خود در قرن نوزدهم میلادی را از کف می دهد. بر خلاف میکلو هان که
رسانه را به مثابه ی رشد جسمی در نظر می گیرد ، ویریلیو بودن را در
معرض خطر و نابودی می بیند، چرا که اخراج انسان از جهان واقعی و پرتاب
او به جهانی ناشناس ، به معنای گسستن از واقعیت انسانی ماس . برای
نمونه انسان به واسطه ی تلفن تمامی وابستگی هایش را به جهان مادی از
دست می دهد . اتفاقات به کلی به اتفاقات تا کنونی بدل می شوند و سرعت
نوری زندگی ما را فقط به حال محدود می کند، در حالی که همه خواسته ها
در دنیایی با این مختصات واقعی به نظر می آیند. به عبارتی هر آنچه
متعلق به حال نباشد واقعیت خودرا از دست می دهد .
3.انقلاب فنی ترانسپلانتاسیون
transpiantationstechink
ویریلیو بر آن است که کار انسان در این مرحله از آن گذشته است که خارج
از وجود خود سخن از انقلاب به میان آورد. بلکه انقلابها و دگرگونیها به
درون و جسم انسان وارد می شود و ابزارهای الکترومغناطیسی در این مرحله
ایفای نقش می کنند. نمونه ی بارز آن کاشت میکروچیپس دربدن آدمی است.
این وضعیت جدید گویای یک واقعیت است، اینکه فن آوری می تواند دانش و
اطلاعات خود را به روان ما بدل کند. جسم انسان محیطی می شود که فضای
روانی آن به واسطه ی تکنولوژی تامین می گردد.
مصرف زمانی و مکانی پدیده ها خصوصیت ویژه ی
قرن جدید خواهد بود. این واقعیت نیر توسط ویریلیو در زمینه ی ارتش و
جنگ تشریح می شود . بر این اساس به اعتقاد وی در تشکلات نظامی که
وسیع ترین تشکیلات اجتماعی است و مجموعه ی این رفتارها و بازی ها را
غول آسا در چنبر خود گرفته است می توانیم به بررسی نظری بپردازیم.
هنگامی که
تمامیت خواهی جهان بر مبنای شتابزدگی سازماندهی می شود بدان معناست که
در کنار این وضعیت نیروی تمامیت خواه مانند گذشته برای کنترل مرزها
نیازمند دو چشم نیست، بلکه چشمی فراخ می خواهد که همهی اشیاء و فعالیت
آنان را به تمامی در نظر داشته باشد. برای نیل به این مقصود چشم به
خودی خود تبدیل به جنبش نظارت می شود، تنها چشمی که امکان ایفای این
نقش را دارد همانا ماهواره است. مادامی که توانمندی های فنی نظارت بر
جزئیات را تمام و کمال به انجام می رساند نیروی تعدیل جهان نیز در حال
گسترش است. چشم غیر مسلح در جهان نظامی کنونی برای نظارت بر سرعت موجود
کفایت نمی کند. دنیای اتوماتیک به چشم عادی برای نگرش پدیده های طبیعی
و بررسی حقایق نهان نیازی ندارد. جهان کنونی در نظارت چشم های
الکترونیکی است. این جهان قابلیت ارسال اطلاعات تصویری را دارد. بدون
اتلاف وقت یا محدودیت مصافتی می تواند آخرین فرامین را به صورت تصویری
و نوشتاری مخابره کند. یعنی سرعت اطلاعات نوشتاری و دیداری در یک سطح
به همکاری تنگاتنگ می رسند. در این راستا تکنولوژی قادر به ارزانی داشت
عطف زمانی ی حقایق به انسان است. به نظر ویریلیو این قدرت تکنولوژی
مرحله ی جدیدی از نیروی دیداری ایجاد می کند، مرحله ی خروج حس بینایی
از میدان و مرحله ی گم شدن زمان و مکان .حس بینایی که از حواس پنجگانه
ی بشری است در این عصر از درجه ی اعتبار ساقط می شود.
آخرین جنگهای بین المللی حاکی از آن
است که توسط راکت های تجهیز شده از طریق ماهواره می تواند در هر لحظه
نقاط مورد نظر به دقت مورد هدف قرار گیرد. کامپیوتر، ماهواره، و
اینترنت در مجموع ریز بینی و عملکرد سرعتی را به جایی رسانده اند که
هیچ نیرویی توان مقاومت در برابر آنان را ندارد، اگر خود نیز از این
فناوری بهره مند نباشد. ویریلیو بر آن است که در آینده اصولا تفکیک
زمانی امکان پذیر نیست .
با تعدیل ظواهر عالم هستی و همزمانی
از طریق اطلاعات و تصویر، مفاهیم زمانی نیز دچار دگرگونی معنایی می
شوند، ویریلیو از این وضعیت تحت عنوان سلطه ی « تروریسم اطلاعاتی » یاد
می کند، به نظر وی آینده دنیای کنترل اطلاعات قفل نشده است، جهان نظارت
بر کلیه ی شئونات زندگی روزمره و آشکارگی زندگی درونی انسان، یعنی فرو
ریختن چارچوبهای خصوصی. از این رو می توان گفت انسان در دنیای سایبر
فاشیزموسcyber faschismus
زندگی می کند. دنیایی که امکان فراموشی یا کشف کل
زندگی روزانه را فراهم می کند.
ویریلیو از نیروی پنهان کد های دیجیتال احساس خطر
می کند. او عصر اطلاعات را به عنوان عصر بمب اطلاعات نامزد می کن .
بر این مبنا می توان گفت در دنیای
جدید سیاست اصیل و گروه اجتماعی اصیل فاقد از اعتبار معنایی است. در
این دنیای اتم شده بازیگران جهانی کارکرد موثر تری به نسبت دولتها و
گروه های ملی خواهند داشت. این جهان آسمانش از آن فروشندگان و بهشت
سرمایه داری است که در آن انباشت قدرت به گونه ای است که دولتهای
ناسیونالیسم به تمامی مفهوم خود را فرو می نهند.
بحران جامعه یا دولت ملی گرا
از تاثیرات بنیادین اینترنت بر سیستم جهانی
دولتهای ملی گرا سلب امتیازات مقدس از ملت و دولت ملی به نسبت دوران
پیشا اینترنت است. یعنی ملت و دولت ذیربط آن مانند یک مفهوم مورد پرسش
و بررسی قرار می گیرد. چرا که این بافت جدید از قدرت دولت ملی گرا می
کاهد، یا می بایست تمامی ورودی های خود را مسدود کند که امکان پذیر
نیست یا اینکه به ناچار نقش خود را در این بازی جدید بپذیرد.
ما در دنیایی
زندگی می کنیم که خریداران آلمانی کالاهای عرضه شده ی وانکوک در فضای
دیجیتالی را از فروشندگان ناشناس دریافت می کنند و مبلغ توافق شده از
طریق کامپیوتر در یکی از بانک های مجازی مستقر در اوهایوی آمریکا
پرداخت می شود.
در جامعه ی اطلاعاتی قدرت و
سلطه ی دولتهای ملی گرا در حال افول است در حالی که حقوق و حق فعالیت
سازمانهای مولتی رسانه ای سیر صعودی طی می کند، برای نمونه بی خود نیست
که شرکت مایکروسافت در صدد خرید تصویرها و حق پخش آنان در سطح جهان
است. یعنی «بانک تصویری» مایکروسافت مرکز مشروعی می شود که هر کسی
تصمیم به پخش هر گونه تصویری بگیرد به ناچار باید تصویر و حق پخش را از
این مرکز خریداری نماید.
کلید قدرت و سلطه در قرن 21 در دنیای
مجازی و محیط الکترو مغناطیس است. فرایند جامعه شدن مجازی یا شیوه
تولیدات مجازی خصوصیت قرن حاضر می شود . قرن 21 عصر فرا شد به جامعه ی
نوین فرا روی زندگی اجتماعی از بافت فیزیکی به بافت انتزاعی است. مجازی
شدن فضای زندگی روزانه در اتاقهایی پرورش می یابد که از آنها تحت عنوان
اماکن مغناطیسی یاد شد، یعنی تولید، ارسال اطلاعات و تبادل پول محدوده
ی مکانی خاصی ندارد تا مراجعه کنیم. در جامعه ی نوین جهانی یک قشر
ویژه برای دریافت پول به بانک مراجعه نمی کند همانطور که گروه خاصی
برای دریافت یا خرید اطلاعات به مراکز اطلاع رسانی مراجعه نمی کنند،
چنانچه در واقعیت اجتماع اتفاق می افتد. بدین گونه تغییر و تحول کلیه ی
مناسبات قدرت و شیوه ی سازماندهی اجتماعی را تحت الشعاع قرار می دهد.
کار نسبت مکانی خود را از دست می
دهد، چرا که هر کسی می تواند در خانه ی خود بنشیند و فرمانبردار
سازمانهای رسانه ای تکنولوژیک باشد. یگانگی کار و زندگی روزمره پدیده ی
عصر جدید انسانی است. نوع دیگری از کارگر پدید می آید که آن را
Teleworker
نامیده اند.
موضوع پایانی
می توانیم ویژگی های تحولات اجتماعی ،
اقتصادی و فرهنگی عصر جامعه ی اطلاعاتی و مجازی شده را در چند نکته جمع
بندی کنیم:
1. مجازی شدن ساختار های جامعه نوع جدیدی از طبقه
بندی و تقسیمات اجتماعی در سطح ملی و فرا ملی را پدید می آورد.
2. در پی مجازی شدن جهانی، روش تولید و بنیاد دولت
ملی دچار رعشه می شود که تحولات عمیقی در شیوه ی روابط اقتصادی بین
المللی ایجاد خواهد شد.
3. پروژه ی مجازی شدن تولیدات فراروی از کار یدی را
در پی خواهد داشت. برای نمونه انتشار یک روزنامهی مستلزم به کارگیـری
ده ها کارمند و کارگر ساده است، اما در یک رسانه ی اینترنتی شمار آنان
از تعداد انگشتان دست فراتر می رود. نمونه ی آماری این موضوع در
روزنامه «فرانکفورت دوند شاو» آلمانی است که بخش اینترنتی آن فقط یک
کارمند دارد در حالی که انتشار همین روزنامه توسط ده ها کارمند و کارگر
ساده انجام می گیرد.
4. در این وضعیت جهان میان برندگان و بازندگان
تقسیم می شود، افراد سهامدار و مالک خارج از این قاعده قرار دارند.
5. نحوه ی رقابتها دگرگون می شوند، رقابت جدید
اجتماعی پدید می آید و مشکل جدید محیطی ظاهر می شود.
6. مجازی شدن جهان فراست همکاری انسانی را از بین
می برد و نوع دیگری از رسالت و همکاری در حال شکل گیری است.
7. ناعدالتی نوین در ساختار و نظام ارزشی جامعه در
این دنیای مجازی شده، مصائب جدید اجتماعی، سیاسی، و آسایشی به بار می
آورد که افقهای آن هنوز هم به روشنـی معلوم نیست.
در پایان می توانیم آسیب شناسی قدرت و سلطه
ی اینترنتی و نیز چشم اندازهای امید بخش آن را در سه نکته بیان کنی:
اینترنت ما را به سمت دمکراتیزه کردن نهادهای
اجتماعی سوق می دهد. چرا که در سطح جهانی انسانها را به هم پیوند می
دهد و نوعی دموکراسی مستقیم ارزانی می دارد.
اینترنت آینه ی جهانی واقعی ماست. یعنی مناسبات
قدرت به صورت واقعی در اینترنت در نمایی مجازی ظاهر می شود؛ میزان قدرت
راستین جامعه ی ما یکبار دیگر در دنیای دیجیتالی باز تولید می شود.
اینترنت به مثابه ی بخش یا انتزاعی « بودن » عمل می
کند . یک سناریوی استبدادی که هر چه بیشتر ما را به سمت روابط قدرت می
کشاند و دگرگونی های کیفی در روابط اجتماعی جوامع ایجاد می کند.
اینترنت الگوی جدیدی از مفهوم گروه، دسته، فرد و
فردیت تولید می کند. نوع دیگری از جامعه و اجتماع و مفهوم انسانی پدید
می آید که در این میان مفاهیمی مانند کار گروهی، هم وطن و تعهد دچار
دگرگونی های اساسی می شوند.
میکلو هان به درستی می گوید؛ رسانه یک پیام است.
اما فاجعه
آنجاست که محورهای سرعتی تکنولوژی در این جهان مجازی وضعیتی ایجاد کنند
که پیام این رسانه گم شدن انسان باشد.
|