مقاله‌


دفاع ازآزادی عقیده‌، دفاع ازكیان جامعه است.

 

آزادی عقیده وبیان، ناظر برحقوق وآزادی‌هایی است که به قلمرو ذهن واندیشه بشری بر می‌گردد.آزاد اندیشی از جلوه‌های تابناک حقوق بشراست.علاقمندان به حقوق فردی بر این باورند که با تأمین آزادی عقیده، فرد می تواند کرامت و شخصیت خود را پروش‌دهد ودر فضایی آزاد به کشف وشناسایی حقایق نایل آید. بر پایه این آزادیها، فرد حق ‌دارد در درون خود هرگونه اعتقاد و باوری را نسبت به اخلاق، مذهب، سیاست و فلسفه داشته باشد و کسی نمی‌تواند وی را به علت باورهایش مورد مواخذه قراردهد، یا زندگی فیزیکی واجتماعی او را به خطراندازد. چون اندیشه مربوط به قلمرو پنهان وجود انسان است و راه بردن به آن بسیار سخت ودر مواردی حتی محال‌است،در قوانین و مقررات وکنوانسیونهای حقوقی به ابراز عقاید و باورها وآثار بیرونی آن در جامعه بیشتر توجه می‌شود.(ابوالفضل قاضی،1384،ص148)

آزادی اندیشه خصلت طبیعی وذاتی آدمی است و با هیچ بهانه‌ای و تحت هیچ شرایطی از او سلب شدنی‌نیست. تحول وتکامل اندیشه نیزجز در بستر بیان، یعنی انتقال ومبادله کلامی اندیشه میان افراد ممکن نمی‌شود. در واقع آزادی بیان مکمل آزادی اندیشه و ابزار تکامل وحتی فعلیت آن است. بنابراین آزادی اندیشه و بیان لازم و ملزوم یکدیگرواز لوازم زندگی اجتماعی بشراست. هرچند به انحای مختلف، در جوامعی که اصل آزادی نهادینه نگردیده است، موانع جدَی در برابر آن قرار می گیرند و آنرا تهدید می‌كنند.

قدرت سیاسی وانسدادسیاسی ناشی از اقتدار طلبی آن، ضعف جامعه مدنی و فرهنگ دمکراتیک در جامعه، ضعف قوانین و نهادهای قضایی در زمینه رعایت حقوق بشرو تامین آزادیهای عمومی شایداز جمله بارزترین موانع گسترش آزادی عقیده و بیان است. در حالیکه حاکمیت قانون، دولت با قدرت محدود و تحت نظارت قانون و پارلمان، مشارکت هدفمند و معطوف به جامعه مدنی مردم همراه با گسترش مطبوعات مستقل ،زمینه ساز گسترش آزادی عقیده و بیان وشکل‌گیری جامعه‌ای سالمترازنظرروحی وروانی برای افراد است.

جامعه ایرانی در مجموع طی دو دهه‌ی گذشته شاهد نوسانات سیاسی و اجتماعی بوده و به تبع آنهاهم در زمینه موانع آزادی بیان و عقیده و هم عوامل مثبت موثر برگسترش آن،دچار قبض و بسط‌هایی شده‌است.این نوسانات بیانگرسیال بودن مفهوم آزدای و احتمال کاهش و افزایش دامنه آن است. پدیده ای که به لحاظ توسعه سیاسی نه تنها وضعیت مطلوبی برای کشور به شمار نمی‌آید، بلکه گاهاً موجب کاهش اعتبار جامعه ایرانی در نزد افکار عمومی جهان می‌شود.

كشورما درسال 2005(1384) بنا به اعلام سازمان گزارشگران بدون مرز به لحاظ شاخص های آزادی عقیده و بیان در رتبه 146 جهانی قرار داشت در حالیکه بر پایه همین گزارش در سال جاری 2006(1385) با شانزده پله سقوط به رتبه162 جدول سقوط کرده‌است .یعنی در رتبه‌ای پایین تراز وضعیت عربستان سعودی بارتیه 161، افغانستان با رتیه 130، قطر با رتبه 80و امارت متحده عربی با رتیه 77 است.(گزارشگران بدون مرز، به نقل از سایت BBC، 11 آبان 85) در حالیکه اخبار منتشر شده، نشاندهنده ادامه برخورد با روزنامه نگاران و نهادهای سیاسی، فرهنگی حقوق بشراست. صرفنظر از اینکه گروه حاکمه ازچه طیفی وبا چه اعتقاداتی‌هستند، نیاز جدی جامعه ایرانی رعایت و احترام به اصل آزادی عقیده و بیان است. درک این نیاز هرچند برای برخی سخت است امَا بایدآنرا پذیرفت. پس رفت جامعه‌ای در حال توسعه،در شرایطی كه تغییرات شتاب‌گیرنده‌است هیچ توجیه منطقی ندارد.

عزیز مولودی