قرار گرفتن زن به عنوان یک جنسیت «ابژه» و ورود او به اقتصاد
بصری حاکم همچنان به معنای[تداوم] معنایتخصیص
کنشپذیری
به او خواهد بود.
مفهوم جنس در اینجا هر چند به عنوانGender
بازخوانی میگردد،
به همه این دلایل ادعای من در متن آن نوشته مبنی بر
اینکه رفتارهای زنان ریشه در ژنتیک آنان دارد بسیار ناپخته
و البته نادرست بوده است که در اینجا آن را اصلاح میکنم.
در تعقیب، تأیید وتکذیب مقاله آقای آرش دکلان با عنوان
"چرا
جامعه ی بشری مرد سالار شد"
جامعه ی مرد سالار رو
سبی پرور است. چون زن انتخاب کننده نیست.نهایتاً او پذیرنده ی
انتخاب است و چه بسیار که آن هم نیست. در ادامه وقتی زن متوجه
شد که انتخاب و پذیرش آن اشتباه بوده،
این فرهنگ شاهدی است که فرهنگ نویسی کردی در کردستان ایران
بسیار پیشرفته تر از دیگر مناطق کرد نشین در کشورهای عراق و
ترکیه است و حتی فرهنگ های دوزبانهکردی – انگلیسی هم که در امریکا و لندن انتشار یافته
اند به اندازه این فرهنگ که در داخل ایران انتشار یافته برای
من قابل تامل نبود . اما
ای کاش فرهنگی یک زبانه هم به این سبک و نظامدر زبان کردی می داشتیم .
شاید الگوی نوین تحول بتواند این باشد که از ایده نقطه
اساسی تحول (مثلا دولت یا مذهب) که همه تحولات میتواند
از آنجا شروع شود اجتناب کرد، و به ایده یک حرکت همه
جانبه فکر کرد که در آن همه زمینهها شمول چنین تلاشی
میشوند. ایجاد دمکراسی، تلاشی است که از همین اکنون آغاز
میشود،
کسانی که احساس میکنند میتوانند گرانیکاه و منطق وضعیت
مدرن را از نیهیلیسم مدرن به سمت متافیزیک سنتگرایانه
بچرخانند در صورت پافشاری بر هدف خویش سر از تروریسم و
فاشیسم در میآورند. پیروی از حقایق متعالی و مطلق ، چه از
نوع ایدئالیستی و چه از نوع ماتریالیستی آن ؛ دست آخر
فداییانی را استیضاح(Interpellation)
مینماید که ...
در فضای كنونی كه بهترینها ایمان خود را از دست دادهاند و
بدترینها بر مسند عمل تكیه زدهاند و عمل سیاسی به نام یك
معنای جمعی والاتر و بر پایه یك فرض واحد معرفت شناختی، هستی
شناختی یا اخلاقی همچنان تداوم دارد، چگونه میتوان عمل سیاسی
و نظر سیاسی را با حداقل تنگناهایی كه پیشتر با آن مواجه
بودهاند، بازآفرینی نمود؟
کنشگران اجتماعی خوب باید بدانند که هروقت یک نفر به صورت
مداوم مورد تجاوز قرار بگیرد دچار مشکل بزرگ روانی و جنسی
می شود. در خیلی از موارد فرد قربانی نمی داند که در چه
دامی گرفتار شده است. دچار بحران جنسی می شود.
از طریق یک سیستم حکومتی غیرمتمرکز بخصوص فدرالیسم و ایجاد
حکومتهای منطقهای خودمختار تلاش میشود که حقوق فرهنگ��
مردم از جمله حفظ زبان، آداب و رسوم و ... از طریق ایجاد
قدرتی منطقهای در برابر قدرت مرکزی
و به قول منتسکیو "قدرت در برابر قدرت" رعایت شود
....